الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
451
الغدير ( فارسى )
با توجه به اين امور خواهيد دانست كه عذابى كه به سبب وجود مقدس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بنا به مدلول دو آيهء معهود نفى شده ، مراد نفى موردى است نه نفى كلّى و اين معنى مقتضاى حكمت و رعايت مصلحت عمومى است ، زيرا عضوى كه فاسد شد ، بالضروره براى مصون ماندن ساير اعضا بايد قطع شود ، به خلاف عضوى كه قسمتى از آن بيمار است و آنطور نيست كه باعث سرايت به ساير اعضاء شود و يا عضوى كه تمامش صدمه ديده ، ولى اميد هست كه با معالجه بهبودى يابد . خداى متعال قريش را به مانند صاعقهء عاد و ثمود تهديد فرمود كه اگر همگى از دين اعراض كردند ، آنها را عذاب فرمايد ، چنان كه آيهء فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ « 1 » گوياى آن است و چون مناط حكم اعراض همگان بوده و افرادى مؤمن در ميان آنها به وجود آمد ، صاعقه بر آنها نازل نشد ، و اگر همگى آنان به گمراهى خود ادامه مىدادند ، صاعقه بر طبق تهديدى كه شده بود ، بر آنها نازل مىگشت ، در حالى كه اگر وجود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به طور كلى مانع از تمام اقسام عذاب مىبود ، اين تهديد درست نبود و احدى از آنها كه گفتيم ، گرفتار عذاب نمىشد و حتى احدى در غزوات و جنگهاى آن حضرت به سبب خشم آن جناب كشته نمىشد ، زيرا تمام اين امور از اقسام عذاب است . خداى ما را از آنها در امان نگاه دارد . وجه پنجم از اشكالات ابن تيميه اگر داستان حارث درست و مطابق واقع بود ، خود آيتى مانند آيت اصحاب فيل بود و چنين آيتى و نظاير آن در خور آن است كه به نقل و روايت آن همّت گماشته شود . اكنون كه ملاحظه مىكنيم صاحبان مسندها و صحاح و فضايل و تفسير و تاريخ و مانند اينها به اين موضوع رأسا توجهى ننمودهاند و اين داستان جز به اين اسناد ناشناس روايت نشده ؛ بنابراين ، دروغ و بىاساس است .
--> ( 1 ) . فصّلت 41 / 13 .